X

چرا باید چنین باشد

اگر تصمیم گرفته باشید مسیری را درشهر قدم بزنی این امکان برات میسر نیست چون پیاده روهای هم به محل کسب وکار تعقیر یافته درقسمتی از پیاده روسبزی فروش محل ودرقسمتی دیگر یک ماشین لوکس پارک کرده چون می خواد یک سیستم جدید رو ماشینش نصب کنه درقسمتی مکانیک مو تورساز وخلاصه جلو بندی ساز وغیره غیره راستی چرا ما عادت کردیم همیشه بازور حقوق دیگران را رعایت کنیم  

+ نوشته شده در 9-شهر-1389ساعت 11:14 توسط بنده خدا نظرات(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب

ولادت

 امام ابومحمد حسن بن علی بن ابیطالب علیه السلام؛ دومین پیشوا از امامان معصوم اهل بیت، یکی از پنج تن آل عبا و نخستین سبط رسول خدا (ص) است که پیامبر بزرگوار اسلام او و برادرش را دو سرور جوانان بهشت و دو گل خوشبوی خویش نامید .
 مادرش فاطمه علیها السلام دخت گرامی رسول الله و بانوی بانوان جهان می باشد .
 زادگاه شریفش مدینه و زمان تولد این مولود مبارک، بنابر مشهور عامه و خاصه پانزدهم رمضان سال سوم و یا دوم هجرت بوده است.

ویژگیهای ظاهری حضرت

پیامبر اسلام (ص) خطاب به حسن بن علی (ع)  فرموده :

« تو در آفرینش و در رفتار و کردارت مانند من هستی . »آنچه را که اندیشمندان تاریخ نگار ، از جمله ابن صباغ مالکی در « الفصول المهمه » ، درباره صفات آن حضرت نوشته اند ، چنین است :

« امام ابومحمد الحسن بن علی (ع) رنگی سپید آمیخته با سرخی داشت ، دیدگانش درشت و سیاه ، گونه هایش هموار ، موی وسط سینه اش نازک ، موی ریشش انبوه ، پشت گوشش پرمو ، بینی حضرت کشیده و براق ، همچون شمشیری از نقره ، مفاصلش درشت و دو شانه اش از یکدیگر دور بودند .

انسانی متوسط القامه و ملیح بود ، نیکوترین صورت را داشت ، با رنگ سیاه خضاب می کرد ، مویش پرچین و کوتاه و قامتش رسا بود . »

 

 

                                                           اخلاق امام

دانشمندان نوشته اند : « امام حسن (ع) در میان مردم گشاده ترین سینه را داشت و پر گذشت ترین و بخشنده ترین مردم بود . »

مدائنی می نویسد : « امام حسن (ع) که ارشد فرزندان علی (ع) بود ، انسانی بزرگمنش با سخاوت و حلیم بود و رسول الله (ص) او را دوست می داشت . » 

شیخ صدوق در « امالی » از حضرت صادق (ع) و او از پدرانش  نقل می کند که  امام حسن بن علی بن ابیطالب در میان مردم زمان خود عابدترین ،  پارساترین و گرامیترین افراد بود ، چون قصد حج می کرد پیاده  راه می رفت و  گاهی پای خود  را  نیز  برهنه      می نمود . هیچگاه دست به کاری نمی زد ، مگر اینکه خدا را یاد می نمود . راستگوترین مردم بود و رساترین بیان را داشت . هر گاه به در ورودی مسجد می رسید سر خود  را بلند کرده و عرض می نمود :

« بارالها! مهمان تو به حضرت رسیده ؛ ای احسانگر! بنده تباهکار تو بدرگاهت شتافته ، پس از زشتیهایی که مرتکب شده بخاطر زیباییهایی که نزد تو است ، در گذر ای کریم! »

زبیر بن بکار در کتاب « انساب قریش » می نویسد : « زینب بن ابی رافع روایت می کند که فاطمه سلام الله علیها در زمانی که پدر بزرگوارش بر بستر بیماری مرگ افتاده بود ، روزی دست دو فرزند خود را گرفت و به خدمت پدر آورد و گفت :

« ای پیامبر خدا! این دو ، فرزندانت هستند ، آیا برای آنان ارثی از خود قرار نمی دهی؟ »

حضرت در پاسخ فرمودند :

« هیبت و آقایی خود را برای حسن و جرات و بخشش خود را برای حسین قرار می دهم . »

طبرسی در کتاب « اعلام الوری » می نویسد : این روایت با روایت دیگری که محمد بن اسحاق نقل می کند، سازگاری دارد . او می گوید : « پس از رسول خدا هیچکس در شرف و عزت به رتبه حسن بن علی نرسید » . گاهی امام (ع)  در خانه را می گشودند و در آستانه در می نشستند ، در نتیجه راه بسته می شد، زیرا هیچکس از مردم بخاطر تعظیم و بزرگداشت او از مقابلش عبور نمی نمود و چون حضرت این نکته را در می یافتند ، بدرون خانه می رفتند و راه باز می شد .

هم او می گوید: « حسن بن علی را در راه حج ملاقات کردم که از مرکب خویش پیاده شد و قدم زنان حرکت کرد . در این موقع تمام مردمی که با او بودند به او اقتدا نموده و با او پیاده حرکت کردند ، حتی سعد بن ابی وقاص را دیدم که فرود آمد و پیاده گام زد . »

واصل بن عطا می گوید : « سیمای حسن بن علی (ع) چون سیمای پیامبران و هیبت او چون هیبت پادشاهان بود . »

شیخ مفید در ارشاد می نویسد :

« حسن بن علی وصی پدرش امیرالمومنین بود که او را ناظر بر موقوفات و صدقات خویش قرار داد و عهدنامه مشهوری برای او نگاشت . همچنین حضرت علی (ع) در وصیت خود مبانی روشن دین و جنبه های حکمت و ادب را برای فرزند خویش بیان فرمود . این وصیت را دانشمندان بیشماری در کتب خود نگاشته و فقیهان بزرگوار در روش دینی و دنیایی خود از روشناییهای آن بهره جسته اند . »

دانشمندان نوشته اند : « امام حسن (ع) در میان مردم گشاده ترین سینه را داشت و پر گذشت ترین و بخشنده ترین مردم بود . »

 

 

فضایل امام حسن (ع) در کلام رسول خدا

نخستین فضیلت این دو امام معصوم آن است که نیای بزرگوارشان محمد مصطفی برجسته ترین فرزند آدم ، پدرشان علی مرتضی پیشتاز پیشوایان الهی و مادرشان فاطمه زهرا پاره تن رسول الله (ص) و بانوی بانوان جهان می باشد . مادر مادرشان نیز خدیجه بنت خویلد است که اولین بانوی مسلمان و نخستین کسی است که تمام دارایی خود را در راه گسترش اسلام پخش کرد و یاور همیشگی پیامبر اکرم بود و او را در تلاشهای بی امانش در مبارزه با کفر همراهی می نمود و با دلداری و دلگرمی ، رنجهای ناشی از آزار مردمان را در او تخفیف می داد .

عم بزرگوار این دو برادر ، جعفر بن ابیطالب و عموی پدر و جدشان حمزه شیر بیشه الهی و شیر رسول خدا و سرور شهیدان است . جد پدریشان ابوطالب یار خستگی ناپذیر پیامبر و پاسدار حریم او میباشد که در راه او سختیها را به جان خرید . جد پدرشان عبدالمطلب ، شیبه الحمد و آقای سرزمین بطحا و جد جدشان هاشم ، مهمان نواز راهیان خانه خدا و آماده کننده غذا برای نیازمندان و سرپرست قبیله قریش بوده اند .

آری ، این شرافت را نوادگان رسول خدا از پدران خود و آنان نیز از پدرانشان به ارث برده اند، و گویی گره های نیزه است که یکی بر روی دیگری قرار می گیرد . اینان شاخساری از درختی هستند که ریشه اش استوار و ساقه ها و شاخه ها و برگهایش بهترین ساقه ها و شاخه ها و برگها می باشند .

رسول گرامی (ص) فرمود : « خدای یکتا نسل هر پیامبر را از پشت خود او قرار داد ، اما نسل مرا از پشت علی بن ابیطالب (ع) قرار داده است » . بنابراین فرزندان پیامبر منحصر به حسن و حسین علیهما السلام و نسل این دو امام هُمام می باشند .

نسائی در « خصائص » و ابن عبدالبر در « الاستیعاب » از ابوسعید خدری نقل می کنند که رسول الله (ص) فرمودند :

« حسن و حسین دو سرور جوانان بهشت هستند . »

نسائی در روایت دیگری از انس بن مالک نقل می کند که می گوید : « بارها می شد که به خدمت پیامبر عظیم الشان (ص) شرفیاب می شدم و حسن و حسین (ع) را می دیدم که بر روی سینه و شکم جد خویش حرکت می کنند و آن بزرگوار می فرماید :

« این دو ، گلهای خوشبوی امت من هستند . »

در کتاب « اُسدُ الغابه » از عمر بن ابی سلمه پسر همسر رسول خدا نقل شده است که گفت : «پیامبر در خانه ام سلمه تشریف داشتند که این آیه نازل شد:

« انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا »  ( قرآن، سوره احزاب، آیه 33 )

« خداوند اراده کرده است که از شما اهل البیت پلیدی را بزداید و پاکیزگیتان بخشد . »

دوست داشتن این دو دلداده زهرا (س) واجب است و دوست داشتن آنان چیزی جز دوستی پیامبر نیست و دشمنی با آنان نیز دشمنی با پیامبر است .

شیخ مفید در کتاب ارشاد می نویسد : « حسن و حسین علیهما السلام دو محبوب رسول الله در میان خاندان بودند . »

ترمذی در « صحیح » خود از انس بن مالک روایت می کند که از پیامبر خدا پرسیدند: « در میان افراد خاندان شما چه کسی نزدتان محبوبتر است » . پاسخ شنیدند : « حسن و حسین . »

آن حضرت همواره به فاطمه (س) میفرمودند : « دو پسر دلبند مرا به نزدم فراخوان » و چون حسن و حسین به خدمت جد بزرگوار خود می شتافتند ، آنان را به سینه می فشرد و می بویید .

نسایی در « خصایص » از اُسامه بن زید نقل می نماید که پیامبر (ص) در حالیکه حسن و حسین برروی پاهای او نشسته بودند ، میفرمود :

« این دو ، پسران من و پسران دختر من هستند . خدایا تو میدانی که من این دو را دوست دارم ، پس تو هم دوستشان بدار . »

در اسدالغابه عین همین روایت با همان سند آمده است .

در کتاب « الاستیعاب » بطرق مختلف از رسول گرامی (ص) روایت شده که درباره حسن و حسین فرمود :

« خدایا من این دو را دوست دارم ، تو نیز آنان را و هر کس را که دوستدارشان است ، دوست بدار . »

در کتاب « الاصابه » از طریق عبدالرحمن بن مسعود از ابوهریره نقل می کند که رسول خدا (ص) بر ما خارج شد ، در حالی که حسن و حسین هر یک بر یک دوش او نشسته بودند و آن حضرت هر بار یکی از آن دو را می بوسید تا به ما رسید و چنین فرمود :

« هر کس دوستدار این دو باشد ، مرا دوست داشته است و هر کس دشمنی با این دو نماید ، با من دشمنی کرده است . »

و نیز فرمود :

« هر کس حسن و حسین (ع) را دوست بدارد من او را دوست دارم و هر کس را من دوست داشته باشم ، خدا او را دوست دارد و هر کس را خدا دوست بدارد، او را به بهشت داخل می کند . هر کس با حسن و حسین دشمنی ورزد ، من با او دشمن خواهم شد و هر کس را من دشمن بدارم ، خدا دشمن او خواهد شد و آن کس را که خدا دشمن بدارد ، به جهنم داخلش خواهد نمود . »

ابوعمروزاهد در کتاب « الیواقیت » از زید بن ارقم روایت می کند که من در مسجد نزد رسول الله بودم . در این هنگام فاطمه (ع) همراه با حسن و حسین از خانه اش خارج شد و به سوی جایگاه پدر گرامیش شتافت و بدنبال او علی (ع) نیز در رسید . آنگاه پیامبر رو به جانب من کرده و فرمود:

« هر کس این چند را دوست بدارد ، با من دوستی نموده است و هر کس آنان را دشمن باشد ، با من دشمنی ورزیده است . »

همچنین « زید بن ارقم » می گوید : « رسول خدا ، علی (ع) و فاطمه و دو فرزندشان حسن و حسین را مورد خطاب قرار داده فرمود :

« من با هر کس که شما با او مهر ورزید ، مهر می ورزم و با هر کس که شما با او در ستیزید ، می ستیزم . »

« اسلم » روایت کرده است که من حسن و حسین (ع) را دیدم که بر شانه های پیامبر سوار شده اند . به آن دو رو کرده گفتم : چه مرکب راهواری دارید! در این لحظه پیامبر مرا مخاطب ساخت فرمود :

« و چه سواران نیکویی! »

ترمذی و نسایی در کتب صحیح خود از « بُرَیدَه » نقل می کنند که رسول الله (ص) در حال خطاب بود که ناگاه حسن و حسین(ع) را دید که لباسی قرمز رنگ بر تن دارند و بسوی او می شتابند و پیوسته بزمین می افتند . حضرت بی اختیار از منبر فرود آمد و آن دو را در آغوش گرفت و بر روی دو پای خود نشاند ، سپس فرمود :

« خدای بزرگ راست گفته است که داراییهای شما و فرزندانتان سبب آزمایش شمایند . من بر این دو کودک خردسال نگریستم که راه می رفتند و بر زمین می افتادند ، دیگر نتوانستم درنگ کنم ؛ سخن خود را بریدم و آن دو را در آغوش گرفتم . »

روایتی از رسول خدا (ص) آمده است : « لو کان العقل رجلا لکان الحسن ، اگر عقل در مردی مجسم می شد، همانا حسن بود . » (فرائد المسطین ، ج2 ، ص 68 )

یكی دیگر از صفات برجسته‏ی امام مجتبی علیه السلام انفاق و بخشش بی‏سابقه‏ی اوست.

تاریخ نگاران نوشته‏اند: امام حسن علیه السلام دوبار تمام ثروت خود را در راه خدا خرج كرد و سه بار دارایی‏اش را به دو نصف كرده، نیمی را برای خود گذاشت و نصف دیگر را در راه خدا انفاق كرد.

امام حسن علیه السلام ملجأ درماندگان، آرام بخش دل‏های دردمندان و امید تهیدستان بود، هیچ گاه نشد كه فقیری به حضور آن بزرگوار برسد و دست‏خالی برگردد. در همین مورد نقل كرده‏اند: مردی به حضور امام حسن علیه السلام آمد و اظهار فقر و حاجت كرد. امام حسن علیه السلام دستور داد تا پنجاه هزار درهم، به اضافه‏ی پانصد دینار به او بدهند. مرد سائل حمالی را صدا زد كه پول‏هایش را برایش ببرد. امام مجتبی علیه السلام پوستین خود را هم به آن مرد داد و فرمود: این را هم به جای كرایه به آن مرد بده.

 

 

شهادت امام حسن(ع)

امام مجتبی علیه السلام در سال چهلم هجرت و در سن 37 سالگی با مردم بیعت كرد و با آن‏ها شرط كرد كه: با هر كه من صلح كنم شما هم صلح كنید، با هر كه من جنگ كنم شما هم جنگ كنید و آن‏ها قبول كردند.

در ضمن امام علیه السلام نامه‏ای به معاویه نوشت و او را دعوت به بیعت كرد و متذكر شد كه اگر در امر اداره‏ی جامعه اخلال كند و جاسوس بگمارد با قاطعیت‏برخورد خواهد كرد و در مورد دستگیری و اعدام دو جاسوس وی به او هشدار داد

معاویه در پاسخ امام نوشت:

... من از تو سابقه بیشتری دارم، پس بهتر آن كه تو پیرو من باشی. من نیز قول می‏دهم كه خلافت مسلمانان، پس از من با تو باشد و هر چه بیت‏المال عراق است در اختیار تو خواهم گذارد... و چنین بود كه معاویه از پذیرش حق امتناع ورزید و نه تنها از بیعت ‏با امام حسن علیه السلام خودداری كرد، بلكه عملا به طرح توطئه علیه حضرت پرداخت و با خدعه و فریب و تطمیع، افرادی را برانگیخت تا نسبت‏به قتل امام علیه السلام اقدام نمایند و سرانجام این امام مظلوم در بیت‏خودش به دست همسرش «جعده‏» زهر خورانده شد و به جای این كه نوشی برای مولی باشد نیشی شد كه جگر امام مجتبی علیه السلام را پاره كرد.

امام علیه السلام با دسیسه معاویه مسموم گردید... و پس از چهل روز در روز بیست و هشتم ماه صفر سال پنجاهم هجری به شهادت رسید و در قبرستان بقیع به خاك سپرده شد. چونان خورشیدی در دل زمین.

                            ولادت با سعادت این امام غزیز برتمام شیعیانش مبارک

 

+ نوشته شده در 4-شهر-1389ساعت 09:28 توسط بنده خدا نظرات(1) - ارسال نظر - - لینک مطلب